همین و...
میخاستم با وبم خاطره بسازم...مثه وبلاگهایی که قبلا داشتم...زیر درخت آرزو،دریا،ولوم دی،حتی آشیان خاطره...اما درست شروع نشد...از همون اولش خاطره های بد داشت...کامنتهایی که گذاشته شد،سوء تفاهم ها...بعضی حرفهایی که نباید گفته می شد...هر وقت میخام اینجا بنویسم دستم به نوشتن نمیره،از اینکه کسایی بیان این مطالبو بخونن،کسایی ک مطالب هیچ ربطی بهشون نداره...یه نفر بهم گفت اگه میخای حساسیتی ایجاد نشه،آدرس وبو عوض کن و بعد به دوستا و فامیل بده،گفتم خب منم دقیقا همینکاروکرده بودم...اینکه بقیه بخوان کنجکاوی کنن و بخونن به خدا مشکل من نیست...نمیدونم چرا تک تک جملات کامن...
ادامه مطلب