دنیا که شروع شد، زنجیر نداشت ، خدا دنیای بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت، شیطان هم کمکش کرد.
دل ، زنجیر شد، زن زنجیرشد، دنیا پر از زنجیر شد و انسانها همه دیوانه ی زنجیری!
خدا دنیا را بی زنجیر می خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.
امتحان آدم اما همینجا بود، دستهای شیطان پر از زنجیربود.
خداگفت: زنجیرهایتان را پاره کنید ، شاید نام زنجیر های شما عشق است!
یک نفرزنجیرش را پاره کرد، نامش را مجنون گذاشتند.
مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان برای او گذاشت.
شیطان آدم را در زنجیر می خواست، لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست.
لیلی می دانست خدا چه می خواهد، لیلی کمک کرد تا مجنو زنجیرش را پاره کند.
لیل زنجیرنبود، لیلی نمی خواست زنجیر باشد. لیلی ماند ، زیرا لیلی نام دیگر آزادی است.
پی نوشت:خدا کنه هممون به درجه ای برسیم که توی اتفاقات زندگی تسلیم خدا بشیم...
جایی که دل میسوزه،اشک جاری میشه،اما کلامی به زبان نمیاد که معنای ناشکری یا به اصطلاح خودمون "غرغر" توش باشه...
خدا کنه به این درجه برسیم،اینجاست که تازه میتونیم ادعا کنیم "مسلمون" شدیم...یعنی تسلیم همه ی اتفاقات ناخواسته و ناخوشایند زندگی شدیم...
پی نوشت۲:دوره ی هفتم(یکی مونده به آخر).
پی نوشت۳:فردا روز آخره...ممنون به خاطر هدیه ات...دلم تنگ میشه برای این دقیقه هایی که گذشت...
پی نوشت۴:بچه های کوچیک شیر خوار،وقتی دستتو ببری طرف دستشون،محکم دستتو میگیرن...گفتم تو هم همینجوری دستم رو بگیر...همینقدر محکم...
همین و لبخند...
زیر درخت آرزو......ما را در سایت زیر درخت آرزو... دنبال میکنید
برچسب: لیلی نام دیگر آزادی است,لیلی نام دیگر ازادی, نویسنده: بازدید: 72