میخاستم با وبم خاطره بسازم...
مثه وبلاگهایی که قبلا داشتم...زیر درخت آرزو،دریا،ولوم دی،حتی آشیان خاطره...
اما درست شروع نشد...
از همون اولش خاطره های بد داشت...کامنتهایی که گذاشته شد،سوء تفاهم ها...بعضی حرفهایی که نباید گفته می شد...
هر وقت میخام اینجا بنویسم دستم به نوشتن نمیره،از اینکه کسایی بیان این مطالبو بخونن،کسایی ک مطالب هیچ ربطی بهشون نداره...
یه نفر بهم گفت اگه میخای حساسیتی ایجاد نشه،آدرس وبو عوض کن و بعد به دوستا و فامیل بده،گفتم خب منم دقیقا همینکاروکرده بودم...اینکه بقیه بخوان کنجکاوی کنن و بخونن به خدا مشکل من نیست...
نمیدونم چرا تک تک جملات کامنتها آزارم میده...هر دفه وبو باز میکنم ک پستی بزارم چشمم میفته به سربرگ نظرات...حتی اگه تا ابد این سربرگ باز نشه،حتی با وجود حذف شدن کامنتها،بازم یاد اون شب میفتم...
نمیدونم.شاید نباید اینجا بنویسم...هنوز نتونستم با خودم کنار بیام ک این وبو حذف کنم یا بزارم بمونه...
هنوز نمیدونم چیکار کنم...
نمیدونم... زیر درخت آرزو......
ما را در سایت زیر درخت آرزو... دنبال میکنید
برچسب: واسه همین,وبلاگ همین خوبه,وبلاگ همين خوبه,ونک همین که رفتی,و همین دوست داشتن زیباست,ویدیو همین خوبه,وبلاگ همین جوری,وبلاگ همین راه,همین چند وقت پیش رویاشو,نوشتن همین و تمام, نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 16:41