زیر درخت آرزو...

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «آنقدر شعر برای نسرودن دارم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : آنقدر شعر برای نسرودن دارم... و برای تو نوشت..

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت زیر درخت آرزو... دسترسی پیدا کنید

آنقدر شعر برای نسرودن دارم...

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم یک عمر در این سینه غمش راز مگو بود من روی خوش زندگی ام را که ندیدم هر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بود عمر کم و بی همدم و غرق غم و بی تو چاقوی نداری همه دم زیر گلو بود من زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوش که زیر سرش نرم شبیه پر قو بود... پ.ن:فقط دو بیت اولش.... پ.ن۲:عجیب این شعر منو یاد یکی میندازه.... همین و......

ادامه مطلب

برای تو نوشت..

بلخره یه روزی تو با من حرف خواهی زد...و اون وقت من همه چیز رو برات میگم...همه ی حرفهایی که توی دلم نگه داشتم تا بیای و بدونی...همه ی دلتنگیها و روزهای سختم رو برات خواهم گفت...یه روز،شاید نه خیلی دور،تو میای و سر صحبت من میشینی....من تمام حرفهای ناگفتمو برای اون روز نگه داشتم...تمام شجاعتم رو برای گفتن حرفهایی که کسی نمیدونه جمع کردم...برای روزی که گوش تو آماده ی شنیدش باشه...بیا...همونطوری که میخام بیا...قبل از اینکه دیر بشه...همین....

ادامه مطلب