نسل آفتاب...
~فردا کی وقت آزاد داری؟-بندازش جلو،بیا الان همدیگه رو ببینیم،نمیخوای؟~نه که نمی خوام،بیا اینجا-----~لیست داوطلبین رو دیدی؟-دیدم.~سرپرست تیم همون دکتره نیست؟-آره.~میدونه تو اینجایی؟-فکر نکنم.~فکر کنم قسمتتون این نبوده که فقط از کنار هم رد بشین.-فکر کنم وقتی داشتیم از کنار هم رد میشدیم به هم گره خوردیم. پی نوشت:شاید خیلی جالب نباشه،ولی بعضی وقتها فیلم دیدن خیلی کمک میکنه که دغدغه هامو،حتی برای یه مدت کوتاه،فراموش کنم... پی نوشت۲:دیگه حتی داستان "نسل سوخته " رو هم از دور نگاه میکنم...دفعه قبل که میخوندمش خیلی پیوستگی عجیبی با حالات و نوشته هاش داشتم...ولی حالا...
ادامه مطلب