نسل آفتاب...

خرید بک لینک
~فردا کی وقت آزاد داری؟
-بندازش جلو،بیا الان همدیگه رو ببینیم،
نمیخوای؟
~نه که نمی خوام،بیا اینجا
-----
~لیست داوطلبین رو دیدی؟
-دیدم.
~سرپرست تیم همون دکتره نیست؟
-آره.
~میدونه تو اینجایی؟
-فکر نکنم.
~فکر کنم قسمتتون این نبوده که فقط از کنار هم رد بشین.
-فکر کنم وقتی داشتیم از کنار هم رد میشدیم به هم گره خوردیم.

پی نوشت:شاید خیلی جالب نباشه،ولی بعضی وقتها فیلم دیدن خیلی کمک میکنه که دغدغه هامو،حتی برای یه مدت کوتاه،فراموش کنم...

پی نوشت۲:دیگه حتی داستان "نسل سوخته " رو هم از دور نگاه میکنم...دفعه قبل که میخوندمش خیلی پیوستگی عجیبی با حالات و نوشته هاش داشتم...ولی حالا...درجا زدم...مثل کسی که انگار چیزی از رابطه خدا و خودش نمیفهمه دارم بهش نگاه میکنم...معجزه،امداد غیبی..اینا همش دیگه در حد یه کلمه اس برام.با اینکه شاید از دیدنش یکیش توی زندگیم خیلی وقت نیست که میگذره...اما کسی که تشنه میشه،آب میخواد،نه شکلات...و وقتی یه مدت خییییلی طولانی از خواسته ای بگذره،دیگه شوقی برای رسیدن بهش وجود نداره....

نباید اینطور می شد...

نباید...

زیر درخت آرزو......

ما را در سایت زیر درخت آرزو... دنبال می‌کنید

برچسب: نسل آفتاب دوبله فارسی,نسل آفتاب مسجد طالب زاده,نسل آفتاب کرمان,آهنگ فیلم نسل آفتاب,انتشارات نسل آفتاب,موسسه نسل آفتاب,روزنامه نسل آفتاب,فلم نسل آفتاب,فیلم هندی نسل آفتاب,فیلم نسل آفتاب دوبله فارسی, نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 18:50

صفحه بندی