زیر درخت آرزو...

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «خادم الحسين ع» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بی عنوان و ...خوابی که بی تعبیر بود.. و کوری یعقوب،یا رسوایی بانوی مصر؟!اولی عشق است اما دومی تاوان عشق... و جمعه نوشت... و آنقدر شعر برای نسرودن دارم... و بدون عنوان... و خادم الحسین(ع) و عوارض خستگی.

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت زیر درخت آرزو... دسترسی پیدا کنید

بی عنوان

~اینکه چیزی نیست زهرا،یه بار رفته بودیم رستوران،من و فاطمه خورش ماست سفارش دادیم،همشو فاطمه خورد...خیلی خوشمزه بود.. -وقتی پای خورش ماست درمیون باشه،رفاقت معنایی نداره:)))))) پی نوشت:کار آموزی روستا رو خیلی بیشتر از شهر دوست دارم...نمیدونم چرا از بچگی اینقدر روستا برام جذابیت داشت...انگار یه دنیای دیگه ایه،آدماش فرق دارن...کلا یه جور متفاوتیه... پی نوشت۲:خواب بد دیدم...توی خواب ناله میکردم،یهو بیدار شدم.ساعت ۴ و ۵۸ دقیقه،۲ دقیقه به اذان صبح... نمیدونم چرا یهو بهش فکر کردم...سه تا آرزو دارم...اول اینکه یه هنر رزمی یاد بگیرم...دوم،اونقدری پیانو یاد بگیرم،که فقط ی...

ادامه مطلب

...خوابی که بی تعبیر بود..

نشستیم روی سکو،بلند بلند گریه می کرد...میگفت خدا غلط کردم،خدا من غلط کردم...سرشو گرفتم توی دستام...آروم نوازشش کردم...نمیخاستم پا به پاش گریه کنم،ولی یهو یه قطره اشک چکید گوشه ی گونه م...-------روی نیمکت نشستیم...گریه میکنه،از خاطراتش میگه...از خاطراتش...دستمو میزنم پشت کمرش...حالا وقت دامن زدن به گریه هاش نیست...-------نیمکت مرکز،دوباره گریه میکنه،سرشو میزارم روی پاهام...گریه کن...گریه کن...آروم نمیشی،ولی گریه کن...-----همونجا...پشتشو میکنه بهشون،بغض گلوشو گرفته...فقط من میفهممش...دلم میگیره...کسی نباید خونه ی خوشبختیشو رو اشک یکی دیگه بسازه...نور سفید...جرقه...آتیش...اضطر...

ادامه مطلب

کوری یعقوب،یا رسوایی بانوی مصر؟!اولی عشق است اما دومی تاوان عشق...

گفتم:عاشق شدن اونقدرها هم بد نیست...یا خوشبخت میشی،یا بزرگ...پرسیدی چطور؟گفتم وقتی عاشق بشی،یا می رسی یا نمی رسی...اگه برسی،یا از انتخابت راضی هستی یا نیستی،و اگه نرسی،یا فراموش می کنی یا برای همیشه باید با یادش زندگی کنی...اگه برسی و از انتخابت راضی باشی،یا نرسی و فراموش کنی،خوشبختی...اگه برسی و از انتخابت ناراضی باشی،یا نرسی و نتونی فراموش کنی،اونوقت با تحمل سختی هاش،بزرگ میشی...و در هر صورت،تو با عاشقی کردن،رشد میکنی...اگه مسیرت برای این عشق،درست باشه،اگه نخوای از میون برهای خطرناکش بری،اگه وسطش خدا رو کنار نگذاری و فقط خودت و عشقت رو نبینی،اونوقت ع...

ادامه مطلب

جمعه نوشت...

-میتونی فراموشم کنی؟~هوم؟-تو،میتونی اتفاقایی که افتاد رو فراموش کنی؟! ~چرا نتونم؟من الان سرم جایی گرمه...تو نمیتونی؟-نمیتونم،من هر روز بهش فکر میکنم،به همه چیز،از اول تا آخر...سرم جایی گرم نیست...و نمیتونمم فراموش کنم...~چاره ای نداری...این زندگیه،راهی نیست که تو انتخابش کرده باشی...درواقع توی این زندگی،تو انتخابای محدودی داری...و خیییلی کم میتونی دنیا رو تغییر بدی...اینکه گاهی انتخاب بعضی آدما،با تقدیر خدا یکی میشه،نباید تو رو وسوسه کنه که بیفتی دنبال آرزوها و دل بخواهی هات.میفهمی که؟!-میفهمم...من اشتباه کردم...سبک سنگین که میکنم،میبینم خیلی چیزا تقصیر ...

ادامه مطلب

آنقدر شعر برای نسرودن دارم...

این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم یک عمر در این سینه غمش راز مگو بود من روی خوش زندگی ام را که ندیدم هر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بود عمر کم و بی همدم و غرق غم و بی تو چاقوی نداری همه دم زیر گلو بود من زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوش که زیر سرش نرم شبیه پر قو بود... پ.ن:فقط دو بیت اولش.... پ.ن۲:عجیب این شعر منو یاد یکی میندازه.... همین و......

ادامه مطلب

بدون عنوان...

گاهی، قضاوت نادرست درباره ی کسی،ممکن است به تباهی زندگی او منجر شود، قضاوت واقعی،فقط مخصوص خداست... حقیقت زندگی انسان ها شاید با برداشت شما از آن،فرسنگها فاصله داشته باشد... ...

ادامه مطلب

خادم الحسین(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم... نام و نام خوانوادگی:با افتخار،خادم الحسین(ع)... روز سوم...دور دوم(10)... کلوچه ها... سید.. رازهای بین خودم و خودت...:) همین و لبخند......

ادامه مطلب

عوارض خستگی.

-...نه تو به من دل میسپری،نه من شبیهه تو میشم...چیزی نمونده از من و... -...و اما تو،قرار نبود آن وقت های تو،جایشان را با این وقتهای من عوض کنند... -جانا،سخن از زبان ما می گویی .. -یا تن رسد به جانان...یا جان زتن بر آید... -صدا کن مرا...صدای تو خوب است... -درگیر جنگ تن به تنی نابرابرم... -من به بارونا سپردم،به خیابونا سپردم،که مواظب توعه دیوونه باشن... ... ذهنه شلوغ تردید تصمیم یا علی......

ادامه مطلب