پی نوشت:لیلی تمام قدمهایش را شمرد...
بی صبرانه تک تک لحظه ها را پشت سر گذاشت...
بوی بهشت از سمت خانه ی تو بلند بود...
از اتوبوس که پیاده شد...درست رو بروی خانه ات...
ایستاد و سلام کرد...
پی نوشت2:مهم نیست که اینجا،چقدر از مرکز بهارستان دورتره،و یا صبحها چقدر زودتر باید بیدار شم تا به موقع برسم...بهشت من حوالی همینجاست...اینجا بودن،به سختی های بدتر از این هم می ارزه...اینجا،همون جاییه که،مجنون به عشقش رسید...
پی نوشت3:بشر،آیینه دار بی ثباتی است،وگرنه دانش توحید ذاتی است...
پی نوشت4:دوست قدیمی،ممنون میشم اگه با اسم خودت کامنت بزاری،اگرچه کاملا مشخصه که کی هستی،چون تنها کسی هستی که در کل عمرم،با این لحن باهام صحبت کرده.
زیر درخت آرزو......
ما را در سایت زیر درخت آرزو... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26