راه میرفتیم
...مثل وقتی که خواب بد میبینی و با شنیدن صدای ناله ی خودت از خواب بیدار میشی...به خودم اومدم...داشتم صدای ناله مو میشنیدم...
از فاصله ی خیمه مانندی که برای ختم قرآن زده بودن،تا جایی که نشسته بودیم،فقط به اشکهای امروز صبح "ن" فکر می کردم.دستشو گرفته بودم و دلداریش میدادم.فکرم کار نمیکرد،فقط هرچیزی به ذهنم میرسید میگفتم.دلم نمیخاد توی دنیا باعث اینطوری اشک ریختن کسی بشم....دلم میگیره،فقط یه سوال بی جواب:چیکار کنم...
-نور سبز،الزهرا...تو رو میارن میزارن بالا روبروی ما...بلند میشم.نگاهت میکنم...اشکهام میان...
میگیرنت روی دست و میارنت...از دور نگاهت میکنم...بغض میکنم...همیشه وقتی گلایه ی کسی رو به شهدا کردم،بعدش دلم آروم شده.این بار هم یه جمله منو می سوزونه...نگاهت میکنم...دلم میلرزه...بهت میگم بیا...من ایستادم.تو بیا...تابوتت از وسط جمعیت میاد سمت ما...دستمو میکشم بهش...از اول تا آخرش...از جلومون رد میشی...گریم قطع نمیشه...چقدر حس و حال راهیان داره امشب...شب علی اکبر...
برات توی دلم میگم..."امشب،دلم می خواهد به کسی بگویم دوستت دارم"...
رد میشی...چه شبی شده امشب...
مراسم تموم میشه،گوشیمو بر میدارم.پیام هست...میخونم...
برای هزارمین بار دلم میشکنه...کاش بعضی آدما مسئولیت کارهاشونو قبول میکردن...کاش اینقدر خرد شدن غرورم رو نمی دیدم...سعی میکنم خودمو محکم بگیرم اما باز اشکام میان...یه خانومی روبروم نشسته داره نگاه میکنه،خودمو جمع و جور می کنم...مراسم تموم شده،نباید گریه کنی،نباید گلایه کنی،برای شهدای کربلا گریه کن...رنج تو که از رنج اونا بیشتر نبود...تحمل میکنم.قلبم داره میترکه،اما باز به سختی خودمو نگه میدارم تا برسیم خونه...
خونه جواب میدم ولی دیگه دربرابر اشکام مقاومت نمیکنم.میذارم بیان...
هانی،میاد،میگه اینجا دیگه الزهرا نیستا...اشکامو پاک میکنم...قول نمیدم که گریه نکنم...ولی قول میدم قوی باشم..."قول میدم"...
زیر درخت آرزو......
ما را در سایت زیر درخت آرزو... دنبال میکنید
برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,meme,n,l,baby one more time, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:49